عماد الدين حسن بن علي الطبري

251

كامل بهائى ( فارسي )

و ابى بن كعب ، و عبد اللّه بن عباس ، و عبد اللّه بن مسعود ، و عمار ياسر ، و ابو ذر غفارى ، و سلمان فارسى ، و بريدة الاسلمى ، و محمد بن ابى بكر ، و از انصار خزيمة بن ثابت و او ذو الشهادتين بود ، و سهل بن حنيف ، و ابو ايوب ، و ابو الهيثم بن تيهان . اين چند نفر اكابر صحابهء معروف و مشهور بودند به علم و زهد و ورع چون احوال قوم معلوم كردند و بدانستند كه بنا حق بيعت مىشايد به جمع برخاستند الّا عبد اللّه بن عباس و محمد بن ابى بكر به خدمت امير المؤمنين آمدند و اجازت خواستند تا بروند به اتفاق و جواب او بگويند . امير المؤمنين اجازت نداد و گفت اگر چنان كنيد جمله را در ميان گيرند و به غوغا و ازدحام خلق همه شما را به يك بار بكشند يك يك برويد و چون يكى در ميان بود و ديگران بر وى نتوانند غلبه كرد . يك يك مىرفتند و نصيحت‌ها مىكردند و قصهء غدير و وصيت رسول صلّى اللّه عليه و آله و نصوص ياد مىدادند و الزام و تأكيد حجت مىكردند ، و ليكن آن كس كه وى به خود حواله كرده بود مفيد و ملامت‌پذير نبود . و جمله قبائل عرب از سر جهل يا سر رغبت به مال يا از رهبت شر ايشان امر و نهى وى قبول كردند ، الّا آن يك قبيله كه گفتند رسول صلّى اللّه عليه و آله ما را نفرموده كه زكات و خمس به تو دهيم و ايما فرمود كه به وصى او امام مسلمانان على بن أبي طالب دهيم و تو مستحق اين كار نيستى حجت بيار از خدا و رسول و الا ما را به تو چيزى نمىبايد دادن ، او از جواب عاجز شد و حكم كرد به ارتداد ايشان . و خالد بن وليد را با لشكرى به حرب ايشان فرستاد خالد چون به حرب در پيوست مؤذن بانك نماز گفت جمله اهل قبيله ترك حرب كردند و رو به نماز بنهادند ، و صحابه هم بر خالد انكار حرب كردند مگر خالد نشنيد و گفت مرا حرب بايد كردن پس ايشان در نماز شروع كرده بودند كه لشكر بر ايشان افتاد و جمله را بكشت و مالك بن نويره كه رئيس آن قوم بود خالد وى را بكشت و سر وى در ديگدان بر آتش بنهاد جهت آنكه ميان او و خالد در جاهليت عداوتى بود . و همان شب با زن مالك زنا كرد و فساد نموده و اين خبر در لشكرگاه فاش شد و عالميان بر آن انكار كردند و زنان و دختران و مالهاى ايشان به غارت بردند و آن را غنيمت نام كردند و جمله مهاجر و انصار آنجا بناشايست مشغول شدند با دختران مسلمانان مگر جمعى اندك و چون به مدينه آمدند آن زنان حوامل را با قصا عالم بردند و بفروختند و